در ازل مهر تو بستم به دلم تا ته خط
عاشقت گشتم و گفتي باز نقطه سر خط

هر چه گفتم كه چرا دل به دلم نسپاري
عشوه ميكردي و با خنده كه نقطه سر خط

من ته خط دلت بودم و دلخوش چه عبث
كه دلت در كف من حرف تو نقطه سر خط

به گمانم كه رقيب امد و رفتم ز نظر
از تو پرسيدم و پاسخ. كه نقطه سر خط

بگذر از اين سر خط و ته خط جمله شهاب
ته خط ديدي و اين شد چه رسد بر سر خط